November 02, 2004

اللهم انی اسئلک...

   گنبد شیخ لطف ا.. از درون مسجد امام.اصفهان. نقل عکس بدون اجازه ممنوع است.

 

شده ام طرقه این شبها با همه نام هايت
بسوزانم تمام 
و مخواه که در زنگار بمانم
بی دل زنده مردارم
بنده خويشم بخوان که من برات آزادی ام را در حلقه حلقه بندگی ات يافته ام
    

اللهم اني اسئلک...

يا نور النور يا منورالنور يا خالق النور يا مدبرالنور يا مقدرالنور يا نور کل نور يا نورا قبل کل نور يا نورا بعد کل نور يا نورا فوق کل نور يا نورا ليس کمثله نور

 

سبحانک يا لا اله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار يارب
پرنیان November 2, 2004 10:14 PM
Comments

سلام
گاهي اوقات كه روح در كالبد تن نمي گنجد
آدمي را ياراي هيچ كاري نيست
آن دم كه كاسه ساز را شكسته ميبيند
و هيچ آهنگي بر نت ها جاري نميگردد
ديگر كاري ساخته نيست , خسته ,آزرده و ....
آن لحظه ها تمامي آسمان غرق در نياز است
و آنگاه است كه آدمي سرود هستي را سر مي دهد
و زمزمه ميكند "سبحانک يا لا اله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار يارب"
و آرامش عجيبي را احساس ميكند
گوئي تمامي كائنات را با خود همنوا نموده است.

Posted by: ساكن كوي رندي at November 4, 2004 08:00 AM

امين جان!
او جانشين همه نداشتن ها نيست!
او همه ي همه ي داشتن هاست...

Posted by: خلوتگزيده at November 3, 2004 05:35 PM

اگر تنها ترین تنهاها شوم باز خدا هست، او جانشین همه نداشتن هاست

Posted by: امین at November 3, 2004 02:06 PM

تا هست آدمي، گويي غريب است در وطن خويش!
الغني في الغربة وطن. والفقر في الوطن غربة.
چه خوش شبانه هايي كه صدايش كني و بخواني:اللهم اني اسئلك...
و بخواهي به تضرع وبماني در نور كه بي او چراغ هيچ خانه اي زنده نمي ماند
چه بيچاره كسي كه حضورش را و كلامش را به گوش جان در نيابد
و چه بيچاره ام من! كه امروز فقيرترينم
مگر نگفته اند كه فقيران او را بارگاهش پناه باشد
پس چه مي گذرد بر ما؟!
يا نور الانوار...

Posted by: واحه at November 3, 2004 07:22 AM