January 31, 2005
رنگ عشق
آونگ میشوم لحظهها را
در رقصی چوبین
روی خاطره آب
سرانگشت
و حلقه حلقه تا انتها
بازمیگردم، واژگون
زمان می ایستد
در سبزی یك خاطره
....
بال میشوم در وسعت یك آسمان، آبی كبود، آبی خیال.
مهر میشوم، قرمز، تلنگری، و ماهی تنهای تنگ را همدم.
داد میشوم، غربت دره آبی را،انعكاس شكست سكوت.
پنجره میشوم، عبور نور را به روزن تاریك درون،جایی كه سلولها هجوم مرگند.
خنده میشوم، برهنگی كودك تازهگی را.
و عشق
جادوی قفلهای غمگین درهای بسته.
عشق يك كلمه نيست يك هنره و هنرمند ميخواد ....
Posted by: omid at February 26, 2005 04:40 PMبه یاد می آورم
با عشق باعشق باعشق
پس ازسالها
دلت به عشق گرم باد
آهنگهاي زمينه محشره بايد سليقه خودت باشه نه؟
خيلي دوست دارم بدونم خواننده اين آهنگ كيه؟
راستي چقدر زيباست وقتي كه عشق را جادوي قفلهاي غمگين درهاي بسته ناميدي.
اغلب مواقع تعابيري را كه بكار مي بري لطافتي خاص خود دارد مخصوصا وقتي كه دوباره مي خوانيش مي بيني وه كه چه دلنشين است
ای آنکه در نگاهت ابر بهار داری
باران رحمتی از آتش رسیده برگرد
Posted by: علیرضا at February 2, 2005 09:00 AMبازهم خواندم
سعی کردم که قطره ای باشم
تا در موجی که گفته بودی
غرقه شوم
ولی ...
بازهم باید بخوانم.
انگاری جایی این وسط
چیزی را با قفلی از جنس خودش مهر وموم کرده اند.
و باید که بازهم بخوانم.
شاید گره این فروبسته بازشود؟؟؟
نمی دانم
یعنی هنوز نمی دانم.
چقدر عجيب بود سيب سرخی که واژه مبدل شد و تو نيز ندانستی سيب را چه کسی بلعيد و من هنوز هم از هبوط خويش خوشنودم
Posted by: parsa_8m at February 1, 2005 04:23 PMسلام
چه وبلاگ نازی داری
راستی ما هم توی blogspot یک پرنیان داریم
موفق و شاد باشی
زیباست ولی نمیدانم چرا بوی غم دارد؟؟؟؟؟!!!!!
شاد باشی و جاودان
Posted by: علیرضا at February 1, 2005 09:15 AMپرنيان عزيزم سلامممم ..ببخش كه دير ميام اينترنت نداشتم و بسيار كشيك داشتم ولي صميمانه عرض ميكنم كه به سرعت آمدم تا از شعرهاي دلنشين ات لذت ببرم . اين قطعه خيلي فضا سازي شورانگيزي دارد : بال ميشوم در وسعت يك آسمان " آبي كبود " آبي خيال .... مهر ميشوم قرمز و تلنگري ... خيلي انتزاع دلچسبي است ... بسيار بسيار زيبا ... خيلي ارادت .
Posted by: رضا at February 1, 2005 05:25 AMنمي دونم چرا با خو ند نه شعرت ياده اين شعر افتادم
اي واي بر اسيري كز ياد رفته باشد
در دارم مانده باشد صياد رفته باشد
خيلي قشنگ بود
زود برگرد
سلام
بذار صادقانه اعتراف کنم، آهنگ شعرهایت قشنگ هستند اما حیف که من نمی فهمم، که فکر کنم ایراد کار از من باشد.
اما بازهم سعی می کنم چند باره بخونمشان، تا شاید عیب کار خودم را بتونم بفهمم.
همیشه شاد باشی
خيلي زيبا بود ... حتي براي اوني كه رنگ عشق يادش رفته يك رنگ جديد تداعي ميشه.
Posted by: Fereshteh at January 31, 2005 11:54 PMدل به دريا سپرد و رفت!
وقتي ماهي كوچك تنك خوابش آبي بود
....
آبي نوشته اي و چه زيبا
