February 20, 2005
سلام پدر

سلام پدر
دلگیر مباش از "طفلك"ات اگر ماندهاست در راه.
بخاطر دارم خوب شش سال پیش را، وقتی عزم سفر كردی بی هیچ. آمدی به این غربت.
گفتی:"میروم، میآیی؟"
گفتم:"بمان، میآیم"
و نماندی و من ماندم. تو رفتی شش سال پیش این روز.
گفتی:"نمان در این غربت"
میبینی پدر، میبینی كه ماندهام. توان رفتنم نیست.
هنوز هم التهاب آنروزها با من است و زمان، نبود تو را بیشتر میكند. كجاست عادت خاك؟ كجاست سردیاش كه مرا نمیگیرد. باور دارم كه هستی. هنوز منتظرم كه چشمان منتظر تو را ببینم، وقتی مسافرِ خانه تو میشوم. سایه مانده روی دیوار اتاقت غریب است و غریبی میكند. هنوز بغضم میشكند وقتی عقربهها میرسند به 2 عصر وقتی قلبت ایستاد و قامت بلندت ترك خورد...
سلام پدر
دلگیر مباش از من اگر بد شدهام این روزها. دلگیر مباش از من اگر بد میكنم با خود.
اینجا نشستهای، روبروی نگاه من و نگرانی، میدانم.
میروم حرم به پای دل، كه پای رفتنم بستهاست. درها به رویم زنجیر است، میمانم پشت قفلها. و با آب مانده حوض وضو میگیرم!
میدانم بد شدهام تو میدانی و خدا و همین است كه تنها ماندهام بی تو.و همه چیز من چنان گم شده میان غبار، كه خود را هم نمیبینم.
روی از من مگردان در این لحظات نیاز.
هنوز هر سال زنده میشوی این روزها و می مانی تا زمستان سال بعد كه باز هم ساعت، زنگ دو را بنوازد دنگ دنگ، در 2 اسفند و من بلرزم تمام.
2:00 بعد از ظهر عاشورا
من برا ي روز پدر مي خواهم يك نوشته به او بدهم. از شما خواهش ميكنم
اگه نوشته اي داريد به اين ادرس بفرستيد . تشكر
asdf_reza@yahoo.com
سلام پدر هنوز هر روز ساعت 2 چشمانام به در است تا در را باز كني و بيايي
روحت شاد كه براي من زحمت كشيدي .
مرگت تا حدودي برايم باور شده اما هنوزم بياي دو دستت را مي بوسم ميگم خيلي مخلصم دو ست دارم .
خيلي وقت سر خاكت نيومدم چون مي دونم بيام تا يه هفته حالم گرفتس
گر چه پدر تاج سر است سلطان غم ها مادر است
(رفيق بي كلك مادر)
بياد پدر....
Posted by: مانی at September 13, 2005 08:54 AMممنون از زنده كردن يادش.
و ممنون از عكس و نوشته قشنگت .
رروانش شاد
سلام بر پدران هميشه بيدار
روحش شاد وقرين رحمت ايزدي
سلام به پرنيان عزيز ....... آيا از پدرت هيچ بيادگار نداري ؟؟ .... اين شور و عشق و مهرباني را از همان نازنين ميراث داري و چه يادگار نيكويي . آيا همين مهرباني او نيست كه تو را بي قرار و بي تاب او كرده است ؟ پس تو نيز سر بلند باش كه به او و همه ي پدران بزرگمرد درود بفرستيم و خوشحال باش كه آنقدر كريم بوده است كه هنوز رايحه ي او در فضاي دلت مانده است ... يادش گرامي و در پناه رحمت حق !
Posted by: رضا at February 24, 2005 08:18 PMانديشيدن درباره زندگي , زيباتر است از زندگي كردن و انديشيدن به مردن , تلخ تر است از مردن , اما ... تنها انديشيدن دليل بودن است , حتي اگر به نبودن بيانديشي ...
Posted by: Vahid at February 24, 2005 01:46 PMپرنيان عزيز سلام
تسليت ميگوييم وبراي پدر عزيز ومهربانت آرزوي رحمت الهي دارم.
سلام ....تا نيلوفرانه دنبال اين سبزي را گرفتم اين طبيعت را آساني از دست نميدهم ...باز هم خواهم آمد.
Posted by: mirzaa ghalamdoon at February 23, 2005 04:13 PMسلام مهربان ! از حضور سبزت پيدا بود به قلمي سبزتر خواهم رسيد ..ممنون . پاينده باشي .
Posted by: mirzaa ghalamdoon at February 23, 2005 08:38 AMسلام پرنيان عزيز
خيلي ممنون كه به من لطف داري... قدمت به چشم در بزم الهه ناز...
اما ...
آن ديكلمه صداي من نيست ... نميدانم صداي كيست. ميدانم كه زيباست ...
من صدايم اينقدرها تاثير گذار نيست پرنيان...
راستي
اسم پرنيان چقدر زيباست
چه وب باحالي داري. معلوم است كه اعتقادات مذهبي ات قوي است... به مناسبت اين ايام تسليت ميگويم....
اين روزها مرا دعا كن... باشه؟
تسليت مي گم.روحش شاد
Posted by: التهاب تشنه at February 23, 2005 05:03 AMخدا رحمتشون كنه. ميدونم جاي خاليشونو كسي پر نميكنه
Posted by: Ali A at February 23, 2005 05:03 AMسلام دوست عزیزم
سخت است خیلی سخت. تنها دردی که متاسفانه درمان ندارد درد از دست دادن عزیز است. برایت آرزوی آرامش و صبر دارم.
پرنيان عزيز سلام.
سالروز درگذشت پدر عزيزت رو تسليت ميگم. روحش شاد.
تسليت ميگم. روحش شاد.
Posted by: saeid at February 22, 2005 06:32 PMپرنیان عزیز و مهربان سلام ...... اینهمه شور و اشتیاق و دلبستگی به آن وجود نازنین که یادش همیشه گرامی باد نشانه ی چیست ؟ ایا جز این است که او برای تو آموزگار عشقی بوده است که هنوز در پس سالها و گذر زمان همچنان شعله ور و شاداب است ؟ به واقع همین نشان رستگاری است گرچه همین عشق هم پایت را به محبت آن وجود نازنین زنجیر کرده است . روانش شاد و در پناه آفریدگار مهربان امید که تو نیز میراث دار چنین عشقی باشی که نشان عشق شوریدگی است و شادابی ! ...
Posted by: رضا at February 21, 2005 08:36 PMپدر ای وجودم از تو قدرت و توان گرفته
پرنیان عزیز
سالگرد درگذشت پدرت تسلیت باد.
پرواز را پرواز را پرواز .......بخاطر بسپار........
Posted by: علیرضا at February 21, 2005 10:00 AMسلام پرنيان
تسليت ميگم خانمي
پرنیان عزیز
اینکه دوم اسفند یاد آورد خاطره ِ آخرین سفر پدرت از این دیر خاکی بوده است را تسلیت می گویم و امید دارم که همیشه جایش در قلب هایتان سبز باشد، که مطمئنا چنین نیز هست.
پرواز را به خاطر بسپار...
شاد باشی
زهر هجري چشيده ام كه مپرس....
سلام پرنيان عزيز!
هميشه براي رفتنش زود بود
روحش شاد...
چون كاروان به راه افتاد پدرشان گفت: اگر مرا ديوانه نخوانيد بوي يوسف مي شنوم...
Posted by: خزر at February 20, 2005 05:21 PMروحش شاد
Posted by: amin at February 20, 2005 05:09 PM" با ما بودي
بي ما رفتي
چو بوي گل به كجا رفتي
تنها ماندم
تنها رفتي..."
سلام پرنيان عزيز
سالروز در گذشت پدر عزيزتون رو صميمانه تسليت مي گم
__________
او با توست، همه جا و خواهد ماند مثل هميشه
تو با اويي و مگر ميشود كه پدر روي از دردانه خويش برگرداند؟!
حتي اگر...
