April 07, 2005
هیچ كس مثل تو نیست
نشستهام روبروی پنجرههای غربت تو
روبروی طلائی منورت، آنجا كه دیدگانت هر جا مرا به نظاره نشستهاست
نشستهام روبروی تو و چشم میسايم آستان تو را
نشستهام روبروی تو با همه كردهها و نكردههایم
میان تمام رشتههایی كه به آسمان كشیده شده از تو تا خدا، كه مگر یكی راه یابد و من برسم.
میان تمام زنجیرهایی كه بسته است پایان این رشتهها را به یكدیگر و به زمین و زمین سرد است و آسمان گرم. من رقصان گاهی رو به تو دارم و گاه به ناكجایی كه تو میدانی و من.
بهمگذارم در چنین هرولهای
ما را سر سودای كس دیگر نیست
در عشق تو پروای كس دیگر نیست
پ.ن: خط آقای محمود اكبری
من مست جانانم کی ترسم از جانم دریای عطرشانم طوفانم طوفان هان هان ای روزگار خشم تو بشناسم من سردار لشگر عاشقانم من شهبازم در ملک عشق از شراره آتش عشق سوزانم غم مدد یاری کرده پریشانم چکنم شرمنده از دست دلم شده خواری بر دل بر جانم گر روزگار شکسته شاخه های عشقم مکن ای لب شکوه از دستانم گر شده خون چشمه چشمانم دل فدایی دلبر جانانم .......جان فدائی ملکه ﺀ خوبانم ...... اشكان.
سلام من تازه واردم چه كار كنم من هم بازي ي ي ي ي ي ي
Posted by: سيامك at June 29, 2005 08:27 PMسلام خوبي عزيز به ما ديگه سر نميزني وبلاگت قشنگ شده بخصوص اهنگاش راستي لينكت كردم
Posted by: ali reza khosravi at April 17, 2005 03:53 AMسلام ممنون از ميلت راستش نمي دونم چي شده بود حالا دوباره بيا ببين باز مي كنه؟؟ راستش وب خيلي قشنگي داري
Posted by: نسترن at April 16, 2005 07:54 PMپرنيان عزيز سلام ... فضاي خيال انگيز و زيبايي به تصوير كشيده اي ... خيلي زيباست حتي براي روح خشكي چون من !
Posted by: رضا at April 14, 2005 07:20 PMیارب! چه فرخ طالعند، آنانکه در بازار عشق
دردی خریدند و غم دنیای دون بفروختند
سلام..زيبا بود...موفق باشيد
Posted by: فانوس خیس at April 13, 2005 12:56 PMزيبا بود.
Posted by: التهاب بي پايان at April 13, 2005 10:38 AMسلام دوست عزيز ... خيلي زيبا بود .. هميشه موفق باشيد .. موفق در پناه حق ... خدانگهدار
Posted by: قلب شیشه ای at April 13, 2005 01:36 AMدرود بر شما،كاملا اتفاقي با صفحه قشنگتون مواجه شدم
پر از حرف قشنگ و حتما هم ولوله انبوهي حرف كه هنوز پشت پرده
به انتظار قلم سليستون نشسته.موفق باشيد
سهيل از پاريس
سلام
سال نو مبارک
بالاخره تو سال نو آمدی
خوش آمدی
زیبا بود و روان و جذاب
خسته نباشی
سلام و درود
ممنون از حضور سبزت يك دنيا شاد شدم
اما ميخوام دوستان صادقانه اشعارمو نقد كنن اگه ايرادي هست بگيد و اگه نقطه عطفي پيدا شد بهم بگيد
از طرز نوشتنتون پيداست كه پر از احساس و شعريد و ميدونم كه ميتونيد بهم كمك كنيد ...
سليقه فوق العاده اتون از طراحي و انتخاب مطالبتون پيداست
بهاري باشي و سبز دوست نورسيده من
سلام
اميدوارم سال تازه خوب تا كرده باشه با دلت
يه كمكي ازت ميخواستم ميشه راجع به شعرهام نظر بدي راستش دچار ترديد شدم ..
ممكنه كه كمكم كني؟
يك دنيا ممنون
شاد باشي
چه غريبانه غربتت فرياد ميزند درد وجود خسته ام را و چه غريبانه داستانت وجودم را لبريز ميكند از داستان آناني كه به غربتت دلبستند و خويش را در كنارت به فراموشي سپردند .اي كاش بر آستان حريم حرمت مي ايستادم و فرياد ميزدم آنچه را كه در كنارت هماره به فراموشي ميسپارم و مرور ميكردم حديث دلتنگي را
Posted by: آخرین ققنوس at April 9, 2005 11:14 AMبا خواندن این نوشته ات، بعد از مدت ها دلم پر کشید برای شبهای حرم، گرچه نگاه من به غریب خفته در آن خاک از جنس دیگری بوده و هست. اما یاد شب هایی را که در کنار حوض اسماعیل طلایی می نشستم و در خودم غرق می شدم رو باز دوباره در یادم زنده کردی.
همشهری اگر بار دیگری گذرت به آنجا افتاد، یادی بکن از غریبی که فرسنگ ها از آن فضا دور افتاده است.
شاد باشی
قطره قطره اگر چه آب شديم
ابر بوديم و آفتاب شديم
ساخت ما را همو كه مي پنداشت
به يكي جرعه اش
خواب شديم
(محمد علي بهمني)
ظرافت طبع ات ستودني ست (بي مبالغه) ........پايدار باشي.
سلام پرنيان عزيز!!!! قبول باشه.....دستت درست ...دلت شاد...قلمت نويسا.....يا حق!
Posted by: میرزا قلمدون at April 8, 2005 08:14 AMجادوي نوشته هايت به من آرامش عجيبي ميدهد....وقتي كه از آسمان ميگويي ميخواهم پر بكشم ...
Posted by: Fereshteh at April 8, 2005 04:39 AMسلام عزيزم
خسته نباشي. زيبا بود.
چه خوش الحانی است در پس این پرده و انگار هوائی دگر است!
خمار صد شبه و وسوسه شربخانه چه می کند با این خراب تردامن و گریبان چاک
