April 20, 2005

میهمان امیرحسین سام

                امير حسين سام
قدم كه به درون گذاشتم باران ایستاده‌بود و من بارانی شدم. حس خوب شعر، حس لطیف ساز و رقص موج در نگاه من. بوي خوش بهار و طعم شیرینی‌های عید مادر بزرگ.
قدم كه به درون گذاشتم همه چیز بود جز من. همه چیز جز حس شتاب لحظه‌ها در دویدن ابر و آب و باد، دویدن زندگی و من چرا نشینم؟!
همه چیز كه می‌ریخت مثل برگ زرد و سرخ و ارغوانی و من صدای خش‌خش آنها را زیر پای زمان حس می‌كردم. قدم‌های من كوتاه و فاصله‌ها را عاجز‌اند. كجای این كویر نشسته‌ام، و به تن بهار چه وصله ناجوری .
سرانگشتانی هنرمند، نگاهی عمیق و پر معنا، كلامی شیوا و لطیف و متواضع. گاه حس می‌كنم نعمت را خداوند در وجود "امیر‌حسین" تمام كرده‌است. زمین خوب و زمان خوب و امیری شاكر كه قدر نعمت می‌داند به نیكی. ساز كه دست می‌گیرد قطعه‌ای‌از وجود اوست و شاید همه وجودش، شعر را با چنان حرارتی می‌خواند كه به تب می‌كشاندت، همنوا كه می‌شود با سازش همنوا می‌شوی با تار تار سه‌تار و پرده پرده وجود از خود تا خدا، از كجا تا كجا!
و تا مواج رقص دستش.
نورهایی كه به زیر و بم شدن صدا پر می‌شد و خالی، عود و دف و تار و همه ریشه‌هایی كه در وجودم دویده بود و ماندگار این خاكم كرده بود را می نشاند مقابلم، دیوانه‌تر از پیش. 
                              غروب  است  و  لب  دریا  بیا  بنگر  جنونش  را
                              ز بی مهری كسی گویا بجوش آورده خونش را
                              كجا  می  اینچنین  موجی به جام دل  دراندازد
                              مگر  پر  كرده  از  آتش كسی  جام  درونش  را
كار جدیدش هم‌سنگ كه نه بسیار دلنشین تر از "صبح  بهار  باران" است. شعر و موسیقی چنان در اين كار در هم گره خورده‌اند كه نمی‌توانی بگویی كدامیك بیشتر در تو نفوذ می‌كند و ولوله می‌اندازد و گله‌هایش از سختی كار هم از جنس دیگری است نه مثل شكایت‌های مدام. امیدوارم به زودی اين صفحه هم به طنین صدای آهنگ‌هایش مزین شود.

پرنیان April 20, 2005 04:40 PM
Comments

خيلي متنهاي قشنگ وعميقي هستن .
كار قلم خودت يا از كسان ديگري هم هست؟ممنونم.شهرام

Posted by: shahram at April 26, 2005 01:58 PM

پرنیان عزیز

دوباره سر زدم تا امروز هم بدون ديدنت نرفته باشم.

بدرود

Posted by: علیرضا at April 24, 2005 08:44 AM

پرنيان جان سال نو شاد و تندرست باشيد. از عکس هاي زيباي سايت شما حظ كردم. فصل شکوفه های گيلاس است و بيان پر احساس شما وصف الحال. به روزم با- ورود . خبر! برای پيشبرد تئوری شعر فارسي پايگاه نقد شعر به روز شد. دوستان آثار خود را در زمينه نقد شعر به ايميل بيژن باران بفرستند.
http://naqdesher.persianblog.com/

Posted by: Bejan Baran at April 23, 2005 08:13 PM

سلام ..... مدتي بود به اجبار سفر نيامده بودم....مثل هميشه با دست پر بر ميگردم.....دستت درست .

Posted by: mirzaa ghalamdoon at April 23, 2005 03:07 PM

خسته نباشي
سري هم به نوشته هاي امير حسين سام زدم جالب بود مخصوصا" براي من كه موسيقي اصيل ايراني را دوست دارم.

Posted by: علی at April 23, 2005 09:23 AM

سلام
...بایدت چوبه ساز از رز نابی باشد

که چنین می‌برد از حال مرا دیگر بار...

من که از این آلبوم لذت بردم خوش بحال شما که با سازش همنوایی کردید در پناه حق

Posted by: فانوس خیس at April 22, 2005 02:22 PM

به نام حضرت عشق
سلام پرنيان عزيز:
چه سعاتي است همنشين عاشقان بودن.
از مهر سخن نشاندن بر حقيقت اذهان.
ناب هستند اين محافل شور و نور و جاي آناني كه دلشان هر لحظه قوت نور مي جويد خالي مباد.
مسيحاي جانت سرشار از مهر و اميد.

Posted by: مرضیه at April 22, 2005 12:09 PM

به نام حضرت عشق
سلام پرنيان عزيز:
چه سعاتي است همنشين عاشقان بودن.
از مهر سخن نشاندن بر حقيقت اذهان.
ناب هستند اين محافل شور و نور و جاي آناني كه دلشان هر لحظه قوت نور مي جويد خالي مباد.
مسيحاي جانت سرشار از مهر و اميد.

Posted by: مرضیه at April 22, 2005 12:08 PM

گر من این دوستی تو ببرم تا لب گور
بزنم نعره ولیکن ز تو بینم هنرا

اثر میر نخواهم که بماند به جهان
میر خواهم که بماند به جهان در اثرا

Posted by: Mahmoud at April 21, 2005 09:24 AM

شعر از احمد عزيزي ست (بسيار ارادتمند اويم) .......ياعشق

Posted by: rah at April 20, 2005 07:25 PM

من شنيدم از پرستوهاي دور ........ خشي خشي مي آيد از باغ ظهور
ازشميمي دشت شنمها پراست ...... از عبوري چشم مريمها پر است
يك نفر در نيمه شبهاي سياه ...... نور پاشي مي كند بر روي ماه
روي سقف اوجها پر مي زند ..... .خيمه در خواب كبوتر مي زند
گاهگاهي از درخت درد او.... مي شكوفد ياسهاي زرد او

Posted by: rah at April 20, 2005 07:23 PM
Post a comment









Remember personal info?