May 12, 2005
مسیحایم

مرا در باغ چشمانت تو مهمان كن مسیحایم
دلم را آشنا با بوی ریحان كن مسیحایم
سكوت باغ چشمانت مرا تا اوج میخواند
در آن اوج آسمانم را در افشان كن مسیحایم
یكی میگویدم هر دم تو مستی مست این باده
مرا آواره تر در كوی مستان كن مسیحایم
حضور پاك و پر مهر تو را باور نمی كردم
كنارم باش و دردم را تو درمان كن مسیحایم
اگر میرقصم اندر آب و آتش با تو در رقصم
اگر میگرید این چشمم تو خندان كن مسیحایم
یسیر عشقم و هر سو شتابان میروم بی تو
اسیرت را بیا صد باره زندان كن مسیحایم
مسیحای منی گر چه نمی آیی به بالینم
من آن كافر مرا سرشار ایمان كن مسیحایم
81/9/28
می درخشد بلورین باغ نگاه ذره ذره به زیر تار و پود هزار رنگ پرنیان
وقتی مسیحا می آید و این بار کفر تو ایمان اوست
سلام! چه گفتگوي نابي با مسيحايت داري!!! دستت درست
به نام حضرت دوست
.......... /
ای دلدار
دل خراب است و ديده بی تاب
دور دار از ما خرابی و بی تابی
........... /
در پناه حضرت دوست
آن که درد همه کس رابه تو فرمود علاج
ساخت پيش از همه ما را به علاجت محتاج
آن که مفتاح در گنج شفا دارد به تو
خانهي صحت من کرد به حکمت تاراج
حکمت اين بود که مثل تو مسيحا نفسي
دهدم صحت جاويد به اعجاز علاج
موفق باشي
Posted by: kahtu at May 14, 2005 12:03 PMaz commentet mamnunam.
delam mikhast ba ruhe ghashange poshte in neweshteha bishtar ashna mishodam.heif ke duri.
hamishe be inja sar mizanam.
ta bad.
پرنيان عزيز
پاينده باشي و سلامت و شاد
Posted by: علیرضا at May 14, 2005 08:46 AMرضاي عزيز آن كلمه "يسير "درست است و به معناي "يتيم " و "اسير" در دهخدا آمده است. ضمنآ اگر "اسير" ميگذاشتم ديگر رديف شعر "مسيحايم" از ابتداي ابيات حاصل نميشد. ممنونم پرنيان
Posted by: پرنيان at May 14, 2005 05:25 AMپرنيان عزيز سلام و خيلي خوشحالم كه كامنتت رو توي ياهو دريافت كردم . گرچه به دلايل اشكالات فني پاك شد !!! كه خيلي متاسف شدم . راستي توي بيت ششم اشكال تايپي هست يعني _ اسير _ عشق شده _ ي سير عشق كه بد نيست اصلاح شود . منتظر صحبتهاي خوبت هستم . شاد باش و شاد زي /
Posted by: رضا at May 13, 2005 09:09 PMای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا
هین زهره را کالیوه کن زان نغمههای جان فزا
دست و دلت پايدار.........
Posted by: rah at May 13, 2005 01:09 PMدست و دلت هميشه پايدار باد..........
Posted by: rah at May 13, 2005 01:07 PMسلام ... سخن مقطع گونه و خيال انگيزي است پراكنده در ... م س ي ح ...... و در عين حال نشان از خلاقيت و نو آوري و آميخته با لطافتي نهان در جاي جاي گفتار ... درود
Posted by: رضا at May 12, 2005 07:32 PM