May 17, 2005

تو

هوا هست برای نفس کشیدن

نگران هیچ نیستم تا هستی

پرنیان May 17, 2005 08:25 AM
Comments

بعضي وقتا واسه نفس كشيدن فقط هوا لازم نيست
و به قول خودم آخر يكي از غزلهام!
... دارد نفـس ميگيـرد از فقدان آدم
در اين غزل بايد پي مردي بگردم

Posted by: fahime at June 14, 2005 07:27 AM

هوايي نيست براي نفس كشيدن
نگرانم تا كه بيايي

Posted by: التهاب بي پايان at May 28, 2005 04:41 AM

همين است... همين است و تنها مي ماند بغض شبها كه آن هم شبي بيش نيست و صبح كه بر مي خيزم تمام است. بي نگراني...

Posted by: باد صبا at May 24, 2005 07:03 AM

ولي نميدونم من چرا اين روزها نگرانم.....نميدونم چرا نميتونم براحتي نفس بكشم... انگار كه گم كردمش....خيلي دلم ميخواد دوباره پيداش كنم....

Posted by: Fereshteh at May 23, 2005 04:10 PM

آن گونه که باید خوانده می‌شود و می‌ماند و می‌ماند و می‌ماند!
"بود" و انگار حدیثی آشنا که "آن خطاط سه گونه خط نوشتی...".

Posted by: vaaheh at May 20, 2005 06:10 PM

يارب آن مه را كه خواهم زد قضا در كوي او
آن قدر ذوق تماشا ده كه بينم روي او

ساكنان خلد بر اهل زمين حسرت برند
گر برد باد زمين پيما به جنت بوي او

Posted by: Mahmoud at May 20, 2005 08:52 AM

به نام مهربانترين
سلام
و نبايد خاطر را مشوش كرد وقتي شميم دوست مي وزد و رهايمان ميكند تا فراسوي بودن.
سبز باشي و لحظه هايت آكنده از شوق وصال حضرت عشق

Posted by: مانامهر at May 18, 2005 09:52 PM
Post a comment









Remember personal info?