June 25, 2005

تولدي دوباره

زمين مي افتد و فرو مي رود، سيراب آب و هواي تازه، سيراب نور و عشق و مهر. پوستش کشيده مي شود و پوسته زمين را مي ترکاند. متولد مي شود به درد. نگاهش به آسمان است و نيازش مهرباني.
هر سال که چرخ مي چرخد و به ابتداي اين دايره تکرار مي رسم، مي انديشم
"کدام تابستان خواهد آمد که فرو افتم در خاکي ديگر تا تولدي ديگر را چشم به راه باشم. چرخ بچرخد و من در انتهاي مارپيچ هستي، رسيده باشم به او.
پرنیان June 25, 2005 07:19 AM
Comments

از طرف من برای تو ـــ تويی که از همه چيز و همه کس بيشتر دوستش دارم

----------------------------------------------------------
كاش بودی اينجا در كنارم، اشك هايم را می ديدی كه می چكند، صدای را می شنيدی گرفته، دلم

تنگ شده عزيز دل.
ديگر وقتی صدايت می كنم علامت تعجب را به نشانه ندا و منادا نمی گذارم،
چرا كه هر واژه ای كه می نويسم ترا فرياد می كند، عزيز دل.
دوست دارم نوشته هايم زياد شود،
دوست دارم صفحات سفيد عمر را با يادداشت هايی برای تو پر كنم،
دوست دارم روزهای خالی عمر را از تو لبريز كنم
دوست دارم
دوستت دارم
دوستم داری
ديگران هر چه می خواهند بگويند
ديگران هر چه می خواهند فكر كنند
ديگران هر چه می خواهند بخواهند
اين منم كه دوستت دارم، عزيز دل و برايت می نويسم هر واژه ای كه به ذهنم برسد تا اينگونه
به تو بگويم: هر واژه ای كه به ذهنم می رسد برای تو.
چشمهايم برای تو
لحظات عمر برای تو
اشك هايم برای من تا روزی كه هر يك الماسی شوند، كه باشد برای تو
روز تولدم هم، هر روزی كه هست، فقط برای تو.
من در عاشقی نيازی به منتقد ندارم
در عاشقی نمی خواهم كسی به من بگويد اشتباه تايپ كرده ای
يا مثلا اصول نگارشی را رعايت نكرده ای
يا مخاطب را در نظر نگرفته ای
من در عاشقی نياز به كسی ندارم تا به من بنگرد
می خواهم تنها باشم
من در عاشقی به هيچ چيز نيازی ندارم
من اگر بی نياز نباشم عاشق نيستم
من عاشقم پس بی نيازم
اين حرف آخر من است
برای هر كس كه فكر می كند بايد مرا به راه راست هدايت كند.
به قول كسی:
ای پدر پند كم ده از عشقم كه نخواهد شد اهل اين فرزند
پند آنان دهند خلق ای كاش كه ز عشق تو می دهندم پند
من ره كوی عافيت دانم چه كنم كوفتاده ام به كمند
می بينی چقدر مظلومم.
بايد بخاطر دوست داشتن تو از خودم در برابر خودم دفاع كنم،
باشد روزی تلافی كنم.
دوستت دارم.
---------------------------
رضای عزیز دوست نادیده
خوشحالم که این صفحه جایی برای نوشته های تست و حرفهای دلت. میشنوم و بازگو میکنم
پرنیان

Posted by: رضا at July 9, 2005 02:20 PM

آشنا نيستم اما دوست دارم تولدتونو تبريك بگم.تولدت مبارك!با بهترين آروزها...

Posted by: ني لبك at June 29, 2005 07:26 PM

سلام
اول مرسي كه اومدي و خوندي و دقت كردي و نظر دادي و نظري دادي مرتبط با مطالب
درست گفتي
مرسي كه اونقدر اهمييت دارم كه بخاطر مطلبم نظر بدي
ولي خوب هر كسي براي نوشتن قوانين خودش را داره ديگه
وبلاگ شما خيلي زيبا است هم از الحاظ گرافيك و قالب و هم محتواي مطالب بسيار پخته و كمال يافته
احساس مي كنم وبلاگي در سطح بسيار بالا داشته باشين
باعث افتخاره لينك دادن به شما
اميدوارم باز هم به من سر بزنين
احساس مي كنم با يه آدم خاص و قابل احترام طرفم
البته وقتي كامل وبلاگتون را بخونم بيشتر با هاتون آشنا ميشم
اميدوارم دوستان خوبي براي هم باشيم
قربان شما مسعود

Posted by: masoud at June 29, 2005 03:59 PM

چه متفكرانه در روياهاي آينده سير ميكند.
م.ا

Posted by: ساکن کوی رندی at June 29, 2005 06:48 AM

من هم تولدتان را تبریک می گویم.
همیشه شاد باشید

Posted by: سلیمان at June 28, 2005 10:31 PM

اين ترانه بلبل چقدر قشنگه! ... دلم نمياد صفحه رو ببندم! ... راستي خواننده اش كيه؟ ... خيلي عاليه ... هم ترانه .. هم سليقه شما .... فكر نكنم حالا حالاها صفحه وبت رو ببندم!

Posted by: قلب شیشه ای at June 28, 2005 12:05 AM

سلام پرنيان عزيز .... خيلي وقت بود نيومده بودم اينجا ... شرمندم! ...... انگار تولده! ... تولدت مبارك ... خيلي مطلبت زيبا بود ... موفق باشي .. خدانگهدار

Posted by: قلب شیشه ای at June 27, 2005 11:52 PM

بايد زودتر مي آمدم براي گفتن تبريك اما...
حالا مي نويسم: تولدتان مبارك.

Posted by: vaaheh at June 27, 2005 06:10 PM

روزي كه تو آمدي به دنيا عريان
جمعي به تو خندان و تو بودي گريان
كاري بكن اي دوست که وقت رفتن
جمعي به تو گريان و تو باشي خندان
تولدت مبارك اي عزيز

Posted by: Fereshteh at June 27, 2005 04:44 AM

با تو اين تن شکسته. داره کم کم جون ميگيره. آخرين ذرات موندن. تو رگهام نميميره. با تو انگار تو بهشتم. با تو پرسعادتم من. ديگه از مرگ نميترسم. عاشق شهامتم من. . اگه رو حصير بشينم. اگه هيچ نداشته باشم. با تو من مالک دنيام . با تو در نهايتم من. با تو انگار تو بهشتم. با تو پر سعادتم من.. ديگه از مرگ نميترسم عاشق شهامتم من. با تو شاه ماهي دريا. بي تو مرگ موج تو ساحل. با شکل يک حماسه. بي تو يک کلام باطل. بي تو من هيچي نميخوام. از اين عمري که دو روزه. در اتاقم واسه قلبم. پيرهن عزا بدوزه. با تو انگار تو بهشتم. با تو پر سعادتم من. ديگه از مرگ نميترسم. عاشق شهامتم من .

Posted by: kamand at June 27, 2005 02:23 AM

اگر تولد بوده مبارك پرنيان عزيز. از معدود مباركات اين روزهاست پس خيلي بيشتر مبارك. حالا باد صبا از آن اوضاع دارد فارغ مي شود. چيزكي نوشته ام براي اينكه پلي باشد ميان فضاي يك ماهه اخير و زندگي عادي.

Posted by: باد صبا at June 26, 2005 04:44 PM

سلام پرنيان
تولدت مبارك عزيز
سرت سبز و دلت خوش باد جاويد...

Posted by: mahboobeh at June 26, 2005 11:24 AM

تولدت خيلي مبارك

Posted by: kati at June 25, 2005 05:12 PM

سلام...
و كي اين گردونه مي ايستد..تا بار ديگر متولد شوم ..خيلي زيبا نوشتي
درپناه حق

Posted by: فانوس خیس at June 25, 2005 12:11 PM

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد دل رمیده ی ما را انیس و مونس شد
تولدت مبارك.هزار ساله وسبز باشي.
تولدت نطفهُ دردعشقي بود كه جوانه زد.

Posted by: التهاب بي پايان at June 25, 2005 12:07 PM

سلام پرنيان عزيز تولدت مبارك ... چه متن دلچسبي .

Posted by: رضا at June 25, 2005 11:39 AM

عليرضا جان: در قسمت نغمه روز ، بلبل را كليك كن موزيك را خواهي شنيد فقط احتمالا سنگين است زمان مي برد.

Posted by: پرنیان at June 25, 2005 09:33 AM

پرنيان عزيز سلام :

تولدت مبارك. اميد كه سربلند و سترگ مارپيچ هستي را سالياني دراز در كنار دوستان وعزيزان تجربه كنيد.

Posted by: zohreh at June 25, 2005 09:04 AM

دايره تكرار

راستي اين چه دنيائي است كه چرخ آن براي ما بر روي يك مسير دايره ائي مي چرخد؟

مدتي است كه فكر مي كنم كه كدام تابستان خواهد آمد كه فرو افتم....

نميدانم


(دلم تنگ است و هر سازي كه مي بينم بد آهنگ است..)

شايد اين دلتنگي بخاطر وقايع اينروزها باشد

ولي با اينهمه بقول دوست عزيزمان دنيا به اميد پيش مي رود.

راستي نتونستم نغمه روز را بشنوم حالا اشكال از كجا بود نميدونم

خيلي پراكنده نوشتم ذهنم خيلي درگيري داشت مي بخشيد

Posted by: علیرضا at June 25, 2005 08:47 AM
Post a comment









Remember personal info?