October 31, 2005

خستگی

               روستای حمام سنگی. خلخال- 1384
خستگی را آویزان می کنم
رو به آفتاب
دلم گرم می شود
تاول کفشهایم می ترکد روی دیوار
میله ها
سیمان ها
هر روز کشیده می شوند تا چشمهایم
می بندم و دست می شود عصا

پرنیان October 31, 2005 11:15 AM
Comments

پرنيان عزيز سلام ... البته درست نميدونم ولي شايد قدرت درك داشته باشم اما اينكه قسمت دوم شعرت رو نفهميدم بخاطر اين اشكال مسخره ي فني بود كه عكس همراهش بر صفحه ي مانيتور بنده ظاهر نشده بود و طبعا مخ ضعيف بنده را توان درك آم مستوره نبود بهر حال اگر نتوانستم حدس بزنم شرمنده باز هم اشكال از ناگيرايي آنتن مخ بنده است لطفا دست به فرستنده ي خود نزنيد .... من الله توفيق ! والسلام علي من اتبع الهدي ! باز هم از بي بضاعتي در درك شعر پوزش ...

Posted by: رضا at November 10, 2005 09:20 PM

سلام خیلی قشنگ بود خستگی را آویزان می کنم رو به آفتاب...یا حق

Posted by: فانوس خیس at November 10, 2005 02:15 PM

رضاي عزيز:
خستگي ها را كه آويز مي كني و ميرود، تاول كفشهايت كه تركيد، قدرت درك داري و ميبيني كه ميله ها و سيمانها همان آدمهاي سنگي و آهني هر روز ديواري مي شوند بودن تو را . تنگ تر و تنگ تر. چشمهايت را مي بندي كه نبيني اينهمه دلتنگي را . دستهايت عصاي تواند.

Posted by: پرنیان at November 10, 2005 07:59 AM

عالي بود...موفق باشي

Posted by: بهار at November 7, 2005 06:58 PM

خسته نباشي

عكس گوياي گويا بود كه متن زيبايت كاملش كرد.


پرسيده بودي چرا كم و دير مي نويسم بعضي مواقع از دست بردن به قلم و نوشتن ميترسم گاهي هم حسي دارم كه ننويسم بهتر است اينه كه ميبيني كم و دير به دير ميشه كه اونم تازه براي زنده نگهداشتن وبلاگه.
در ضمن اگه خواستي اين قسمت آخر را روي كامنتها نگذار

Posted by: علی at November 7, 2005 09:09 AM

سلام پرنیان عزیز
یکی از ناب ترین شعرهای تو همین شعر زنده ، پر تصویر و مدرن است. خسته نباشی به این روح نابت باید گفت صد آفرین

Posted by: خیال تشنه at November 4, 2005 09:45 AM

سلام به پرنيان عزيز ... نوشته ي قبلي ات رو دوباره خوندم اون بار چيزي ننوشتم ولي طعن جالبي بود به گزافه گويي امروزي ها ... و اما شعر كنوني احساس گرماي مطبوعي در رفع خستگي آن نهفته است آنقدر كه ميشد احساس كرد ولي قسمت دوم اش را در نيافتم شايد چون حال و هواي شاعر را نداشتم . بهر حال شعرهاي پخته را تحسين ميكنم ولو آنكه بضاعت فهم بنده در آن حيران باشد .

Posted by: رضا at October 31, 2005 08:31 PM

che midanand afradi ke dar ayande dar sayeye kakhe barafrashte shode az in dastranjha simanha milehe ke che zahemati baraye in sarpanah keshide shode ast. albate taghsir nadarand choon ke mahyate modernism va jahane emrooz in hast va kojayand an masoolin bimasooliyat ke tamashagah in sahneha bashand.

Posted by: Sakene kooye rendi at October 31, 2005 12:09 PM
Post a comment









Remember personal info?