January 11, 2006
سایه

مرا مگو به حقیقت به پارسایی و عشق
دو خصلت اند که هرگز به هم نیامیزند
سلام! سبك نوشته هاتون دوست داشتني است. عميق و شايد كمي مبهم...شاد باشيد
Posted by: maryam at February 13, 2006 07:21 AMسلام/وبلاگ بسيار زيبايي داريد .. به نظر اهل سفرهم مي آييد/موفق تر باشيد.خوشحالم كه با اينجا آشنا شدم/
Posted by: reyhaneh at January 31, 2006 08:57 PMسلام...
...
پرنيان عزيز سلام:
عكس بسيار جالبي بود. ونميدانم چرا من ياد تركهاي دلم افتادم!
Posted by: zohreh at January 30, 2006 07:26 AMسلام و وقت بخير
عشق را فقط يك چيز است و ان هم دل است و بس در كار عشق عقل نيست در كار عشق هيچ چيز جز معشوق نيست در كار عشق حقيقت معشوق است و بس پارسايي عبادت معشوق است و بس پس رهاييم كنيد كه بگذاريد كه عاشق مانم
سلام به پرنيان/ سايه وار آمدي و رفتي .به گمانم كوي ما خنكاي سايه ات لياقت نداشت كه رفتي .بزاعتمان همين است .نازنين.فقط افتخار يك بار حضورت را داشته ام.بقيه اش هم انتظار بوده. "سه گانه ات را خواندم از آن تري لوژي هايي كه نثرش را دوست دارم.اعترافت را هم خواندم زيبا بود ولي با كمي حذف و اضافه شعر زيبايي مي شود. هنوز منتظر سايه اي خيس بر ايوان وبلاگم نشسته ام .سايه ات مستدام باد پر نيان عزيز. و جاري از عشق باشيد.منتظرتم
Posted by: alireza at January 29, 2006 05:49 AMبسيار زيباو به جا بود . مرسي . ضمنا عكس حرف نداشت .... عالي بود
Posted by: آينا at January 28, 2006 05:18 PMپرنیان خوبم
سلام
نمیدانم خبرش را داری یا نه که نوار جدید امیر حسین سام منتشر شده است («زرد، سرخ، ارغوانی» ) گفتم شايد اطلاع نداشته باشي.
پيروز باشي
Posted by: علی at January 28, 2006 08:51 AMپرنيان خوب
سلام نميدانم خبر داري يا نع ولي من از سايت بهنود متوجه شدم كه نوار جديد امير حسين سام منتشر شده است.
«زرد، سرخ، ارغوانی» منتشر شد.
http://sam.malakut.org/
موفق باشي
Posted by: علی at January 28, 2006 08:49 AMگفتم به نهان با تو ، از هجر چه مي گويي.. اينك كه تو آغاز و ، فرجام دلم گشتي.. گه گاه در انديشه ، رخسار تو مي ديدم.. فرياد كه رخسار ، مادام دلم گشتي.. ديگر مرو از پيشم ، مهمان دل ريشم.. پيش آي كه چون شهدي ، در جام دلم گشتي.. پايان رهي بوديم ، زين راز شديم آغاز.. بر بال دلم بنشين ، پرواز دلم گشتي.. اين راز مگو زنهار ، با بي خبران اغيار .. گنجينه به دل بسپار ، همراز دلم گشتي.. چون زمزمه اي گشتم ، كارام دلت باشم.. آرام دلم بردي ، فرياد دلم گشتي.. استاد بدم چندي ، در مكتب من بودي.. اين رابطه وارون شد ، استاد دلم گشتي.. اكنون كه بشد اينسان ، آباده ما ويران.. در كوي پريشاني ، ميعاد دلم گشتي.. گفتي كه به شب ها خواب ، از ديده گريزان شد .. من خواب دلت گشتم ، بيدار دلم گشتي.. گفتي كه دوائي كن زين زخم دل ما را.. درمان دلت گشتم ، بيمار دلم گشتي.. گفتم نفسم درماند ، آهسته نما اقدام.. گفتي كه توئي راكب ، افسار دلم گشتي.. از مهر چه مي خواهي ، اي تشنه اين چشمه .. انكار همي بودم ، اقرار دلم گشتي.
Posted by: saraabeshgh at January 27, 2006 09:58 PMMamnoonam Parnian jaan, az javab. Be har haal alaan yek Parnian-e baa zough raa mishenasam, va be weblog shoma morataban sar khaham zad. Mouvafagh va kamrava bashin aziz.
Posted by: Leyla at January 25, 2006 02:09 PMليلا ي عزيز از حضورت خوشحالم و متاسفانه من پرنيان مورد نظرت نيستم. بامهر و اميدوارم دوست عزيزت و پيدا كني.
Posted by: پرنيان at January 24, 2006 03:31 PMAre you my old time friend from MArjan High school Parnian ?! My name is leyla and I have been trying to find you for several years now. BIBA had an article about you few years ago ! and I tried to ask them to pass my info to you (Through Babak Emamian!) I doubt he did ? If you are my friend please leave me a message here Hope you are ! I live in London for past 26 years !!
Posted by: Leyla at January 24, 2006 12:56 PMباد صبا به روز شده... عزيز
Posted by: باد صبا at January 20, 2006 09:00 PMراه هایی که بیشتر از سنگ ریزه پیچ دارن. اما خسته شدن یعنی قبول برداشت دیگران پس با هر پیچی می پیچیم تا فردا امر مشبه نشه که ...
Posted by: ahmad at January 19, 2006 10:32 PMسلام...
...دلتنگي هايم آزارم مي دهد...نمي دانم...خسته ام
ديگر طاقت ندارم...طاقت تحمل اين وجودم را...اصلا" وجود دارم؟!
نميدانم چرا براي تو مي نويسم... فكر ميكنم يك سايه بيش نيستم...
سايه اي كه مي داند عشق چيست و اين تنها دليلي است كه نمي خواهد باشد...
كاش خدا. آسمان. و يا يك نفس مرا به ياد مي آورد...حتي لحظه اي!
قاصدكها را ديدي...
سلام دو جمله و بسیار زیبا موفق باشی...یا حق
Posted by: فانوس خیس at January 18, 2006 11:43 AMپارسائي و عشق
هم شعر قشنگه هم عكس جالبه.
در ضمن من فورا" فهميدم اوني كه تو عكسه خودتي
salam
zibast
ye tasvir ke bayangar mani o mafhoome sayeh ast, adam nemidoone poshte in sayeh kist(khoobe bade, zeshte,zibast,...),be har hal sayeh ast dige , napeyda.
التهاب بي پايان عزيز:
باور كن خودمم با همه زن بودنم! نمي دانستنم سايه ام مردانه است!
پرنيان
عكسه قشنگيه
Posted by: التهاب بی پایان at January 15, 2006 04:38 AMسلام.اولا كه يه عذر خواهي بدهكارم به خاطر دير سر زدن.دوما هم كه ممنون از سر زدنت به وبلاگ.حتما بازم سر ميزنم.موفق باشي.
Posted by: amir at January 15, 2006 12:12 AMمعشوقه تو باش. عاشقي كار تو نيست.( عين القضاه)
Posted by: احمد at January 14, 2006 09:11 PMپرنيان جان دمت گرم...خيلي باحاله...
Posted by: سجاد رنجبری at January 14, 2006 08:01 PMصحرا جان روي عكسها كه بروي مكان و زمان عكس را ميدهد. ديگر اينكه اين عكس از پشت سد خشك ششتمد در سبزوار ( محل تولد بيهقي و مزارش) گرفته شده. و اينكه هيچكدام از عكسهاي من حقه عكاسي ندارد همه همانطور است كه ميگيرم. قربانت
پرنيان
سلام نازنين!..تو كوير چي كار ميكردي؟؟درست حدس زدم ديگه كويرش واقعيه يا از اين حقه هاي عكاسي!!!..عكس جالبيه !..شاد باشي
Posted by: sahra at January 13, 2006 07:59 PMكوير..سكوت..
Posted by: taiebeh at January 13, 2006 11:30 AMچه قسم هاي خوبي...
Posted by: باد صبا at January 13, 2006 11:20 AMسلام...سلام...سلام
...عكس, نوشته...عاليه!
فعلا" نمي دونم چي بگم!...برميگردم مثل هميشه
خوشحالم از اينكه آپ كردي...
دلت بهاري
Posted by: بهار هاشمي at January 11, 2006 10:30 PM