November 2, 2004
اللهم انی اسئلک...

شده ام طرقه این شبها با همه نام هايت
بسوزانم تمام
و مخواه که در زنگار بمانم
بی دل زنده مردارم
بنده خويشم بخوان که من برات آزادی ام را در حلقه حلقه بندگی ات يافته ام
اللهم اني اسئلک...
يا نور النور يا منورالنور يا خالق النور يا مدبرالنور يا مقدرالنور يا نور کل نور يا نورا قبل کل نور يا نورا بعد کل نور يا نورا فوق کل نور يا نورا ليس کمثله نور
سلام
گاهي اوقات كه روح در كالبد تن نمي گنجد
آدمي را ياراي هيچ كاري نيست
آن دم كه كاسه ساز را شكسته ميبيند
و هيچ آهنگي بر نت ها جاري نميگردد
ديگر كاري ساخته نيست , خسته ,آزرده و ....
آن لحظه ها تمامي آسمان غرق در نياز است
و آنگاه است كه آدمي سرود هستي را سر مي دهد
و زمزمه ميكند "سبحانک يا لا اله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار يارب"
و آرامش عجيبي را احساس ميكند
گوئي تمامي كائنات را با خود همنوا نموده است.
امين جان!
او جانشين همه نداشتن ها نيست!
او همه ي همه ي داشتن هاست...
اگر تنها ترین تنهاها شوم باز خدا هست، او جانشین همه نداشتن هاست
Posted by: امین at November 3, 2004 2:06 PMتا هست آدمي، گويي غريب است در وطن خويش!
الغني في الغربة وطن. والفقر في الوطن غربة.
چه خوش شبانه هايي كه صدايش كني و بخواني:اللهم اني اسئلك...
و بخواهي به تضرع وبماني در نور كه بي او چراغ هيچ خانه اي زنده نمي ماند
چه بيچاره كسي كه حضورش را و كلامش را به گوش جان در نيابد
و چه بيچاره ام من! كه امروز فقيرترينم
مگر نگفته اند كه فقيران او را بارگاهش پناه باشد
پس چه مي گذرد بر ما؟!
يا نور الانوار...
