March 28, 2006

عید با تو

                 بندر طاهری/ خلیج فارس. 26 اسفند 1384
چه بنویسم از این سفر دراز و سالی که نو شد بی تو و در کنارت. به کجا دستهای کوتاهم می رسد؟ و صدایم ...
می دانم که دعای تحویل سال را می خوانی و این جمله را بلند تر و بغض دارتر که:
حول حالنا الی احسن الحال
کنار آبی آرام بودم وقتی صدایت رسید و صدفها رقصیدند. دریا را دیده ای وقتی آرام می ماند و جزیره ای آن انتها دلت را می کشد تا خود؟ که بنشینی در بی کسی و بلند بلند عاشق شوی؟
پاهایم خیس دریا شد وقتی رسیدیم به گرمای جزیره و تو مشت کردی خاکش را و بخشیدی به من. بهترین هدیه سال نو بوسه گرم تو شد روی لبهای داغم.
صدفها زیر پاهایم فرو رفتند در شنها، صورتی و رنگ رنگ
مثل نارنجی تنت
چه دلچسبی در این رنگ
هوس لمیدن روی شنها کنار تن تو
هوس داغ شدن
هوس حضورت
که دستت را بگذاری زیر سر من و من تا شوم روی تنت
چه خواهش کوچک و بی جوابی، کوچک است؟!
آبی پوشیدم و شوری دریا را مزه کردم. تو رفتی و من ماندم کنار ساحل و قدمهایت را شمردم تا غروب خورشید.
سیب سرخ روی پاهایم ماند به انتظار تو که بیایی و چای داغ را شیرین سر بکشیم
و مگر زندگی چیزی جز همین لحظه های ناب است که در نگاه سرد آدم ها کوچک و مضحک می نماید؟
و مگر گناه هدر رفتن ثانیه ها دامنگیر شان نخواهد شد؟
کنار ساحل آدمها به تمسخر یکدیگر نشسته اند و خنده های کاذب. من روی قرمزی و خنکای زمین تو را چنان حس می کنم که نیازی به هیچ کس ندارم که تنهاییم را پر کند. با تو بهترین لحظه ها را می گذرانم.

March 8, 2006

توپ

می نشینیم روبروی هم
توپ رنگ می گیرد و ما می خندیم
لبهایت را چسبانده ای به خنکای توپ
میبینمت از ورای لایه ها
باز میشود لبهایت
جمع می شود
به کلام همیشگی
می چسبانم صورتم را به توپ

غل می دهم رو به تو
دستمان را تکیه گاه شقیقه کرده ایم به پهلو
روبروی هم
سرخ و سبز
آبی
توپ
من و تو رنگ در رنگ
دراز می کشیم به پشت
روبه آسمان
کنار هم
توپ روی پاهایمان سر می خورد
از انگشتان من تا تو
می چرخد کف پا 
باز میگردد تا من
می خندم
از تمام سلولها یم تا تو می دوم
رنگ میگیرد توپ
مثل تو
مثل سرخی گونه هایم
مثل رنگ مهربان دستهای تو
بازی می کنیم توپ را
ناخن هایم را کوتاه کرده ام
از آن زمان که توپ را به من سپردی
نرم می خندی
گرم می رقصم
بسپارمش به دستهایت؟
می کشی قلم مو را روی تن نازکش؟
نارنجی و قرمز؟
می نشینی رو به توپ و رنگ بزنی تا برگردم؟
باور می کنی اگر بگویم
با منی
دیر نمی کنم
چشم بگذاری برگشته ام
رنگ بزن همه دلتنگی ات را
سرخ
سرخ
سرخ