March 8, 2006
توپ
می نشینیم روبروی هم
توپ رنگ می گیرد و ما می خندیم
لبهایت را چسبانده ای به خنکای توپ
میبینمت از ورای لایه ها
باز میشود لبهایت
جمع می شود
به کلام همیشگی
می چسبانم صورتم را به توپ
غل می دهم رو به تو
دستمان را تکیه گاه شقیقه کرده ایم به پهلو
روبروی هم
سرخ و سبز
آبی
توپ
من و تو رنگ در رنگ
دراز می کشیم به پشت
روبه آسمان
کنار هم
توپ روی پاهایمان سر می خورد
از انگشتان من تا تو
می چرخد کف پا
باز میگردد تا من
می خندم
از تمام سلولها یم تا تو می دوم
رنگ میگیرد توپ
مثل تو
مثل سرخی گونه هایم
مثل رنگ مهربان دستهای تو
بازی می کنیم توپ را
ناخن هایم را کوتاه کرده ام
از آن زمان که توپ را به من سپردی
نرم می خندی
گرم می رقصم
بسپارمش به دستهایت؟
می کشی قلم مو را روی تن نازکش؟
نارنجی و قرمز؟
می نشینی رو به توپ و رنگ بزنی تا برگردم؟
باور می کنی اگر بگویم
با منی
دیر نمی کنم
چشم بگذاری برگشته ام
رنگ بزن همه دلتنگی ات را
سرخ
سرخ
سرخ
سلام...سلام...سلام
به پرنيان عزيزم
سال خوبي داشته باشي سراسر شادي و موفقيت
آسمان مال توست هر كجا كه باشي...
دلت بهاري
سلام عيدت مبارك بروزم
Posted by: علي رضا خسروي at March 28, 2006 2:20 PMسلام ..بوي عيدي بوي توپ ..بوي كاغذ رنگي ...انگار داره عيد ميشه خانومي!سال نوت مبارك پيشاپيش !
Posted by: sahra at March 18, 2006 7:27 PMوبلاگ قشنگ و تميز و بسيار با احساسي داري .اميدوارم هميشه موفق باشيد
Posted by: fatemeh at March 16, 2006 6:56 PMسلام! وبلاگتونو تا اخر خوندم! بسيار زيبا مي نويسيد.
Posted by: Par883 at March 15, 2006 11:30 AMكاش ميشد دلتنگيهامان را رنگ بزنيم !
حق با باد صباست كلماتت روز به روز پيچيده تر مي شود
Posted by: علی at March 14, 2006 9:52 AMباد صبا به روز شد پرنيان
ممنونم كه خبر مي كني اما من مسافرتم عزيز
پرنيان
سلام...سلام...سلام
مثل هميشه بسيار زيبا و روان نوشتي...
از خواندنش حس خوبي بهم دست داد...ممنونم
شاد باشي عزيزم
هميشه واسطه اي هست... كلامي ... توپي... رنگي... هيچ مي داني كلماتت روز به روز پيچيده تر مي شود؟
Posted by: باد صبا at March 8, 2006 8:58 PM