October 21, 2007

رها

مثل همه روزهای خوب بودن
وقتی حس میکنم که هستی
آرام ترم
باش و بگذار نفس در هوای تو باشد
که بودنت آیه خواستن است
و من به خواهش تو نفس می کشم
------
رها که می شوی گم می شوم
پس رها شو در تنم
تا گم شوم در هوایت

پرنیان October 21, 2007 1:09 PM
Comments

سلام پرنيان جان در مورد بچه هايي كه پدر مادرشون جدا شدن هم بنويس مرسي من مرضيه هستم وخيلي دوست دارم
-------------------
درک احساس شون سخته واسه من به زبون ساده میاد.
پرنیان

Posted by: marzieh at June 28, 2008 7:57 AM

روزي كه مي روم
در حسرت بي آهي
در عادت ناديده
همچو مردابي كه ندارد نيلو فرش را
همچو خورشيدي بي فروغ
چون صدايي ناآشنا
مي روم اي كاش نباشم
درآن لحظه در غل بند اين دنيا
يارم ديگر نباشد گريان
اسمان بي ابر
گريه هاي خندان
آواز پرندگاني كه دلنوازانه مي برند دل را
اشك هايي بي اثر
كه مي ريزند از دور نزديكان
اي دوستان بي خبر
من رفته ام از اين گذر
نيستم در بنا
رفته است فنا
جسم پوچ من
حال است روح من
شايد در بين شما و
خاطرات من
اي كاش نباشد عشق در آن لحظه بي فروغ
بهار سبزه ها
بنفشه نباشند در حسرت ياسمين
همچو من كه باشم در حسرت معشوقم
اگه لطف كنيد وبزنيد ممنون ميشم من برام اسم زياد مهم نيست هرجور خاستيدبزنيد
اميدوارم شعراي من زياد وباگتونو زشت نكنه

Posted by: sajjad at June 8, 2008 9:17 AM

........
نفس آشفته موجي از يم اوست.......
حكايت نفس هم ..........

Posted by: ...... at November 19, 2007 5:02 AM

از تمام رمز وراز های عشق
جز همین سه حرف
جز همین سه حرف ساده میان تهی
چیز دیگری سرم نمی شود
من سرم نمی شود
ولی........راستی
دلم
که می شود

Posted by: پيمانه at November 14, 2007 8:15 AM

سلام
اشكباران.......

Posted by: ...... at November 11, 2007 5:05 AM

چقدر دور شده ام از این نوشته ها... از مهربانی ها...

دلت بهاری

Posted by: بهار هاشمی at November 3, 2007 11:46 AM

شنيده اي حكايت آيينه را به گوش .......كه.......كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست!.......
.
.
.

كمتر مي نويسي كمتر مي گويي كمتر مي آيي .......كمتر مي نوازي.......هنوز سه تار به ديوار آويخته ، زخمه اي مي جويد كه خون دل بنوازد ............بگذريم.......حكايت آيينه هم شايد ارزش خواندن داشته باشد.

Posted by: ...... at October 30, 2007 6:15 AM

پرنیان جان

برای تو که نوشته هات خود زندگی اند ...

...

مثل همه روزهای نبودنت

وقتی نیستی

بیقرارترم

نیستی ، نباش اما

چه رها و چه گم

این منم که هنوز

در هوای تو گمم...

Posted by: سما at October 26, 2007 5:43 PM

پندارد :

دوستی نیز گلی ست مثل نیلوفرو ناز،

ساقه ترد و ظریفی دارد .

بی گمان سنگدل است آنکه روا میدارد

جان این ساقهء نازک را دانسته بیازارد!

Posted by: فرزین at October 25, 2007 11:00 AM

سلام
مدتي است كه وب لاگتون رو مي خوونم و از نوشته هاتون خوشم مي ياد. يه جورهايي حرف دل خودمه. خوشحال مي شم نظرتونو در مورد نوشته هام بدونم.
آزاده

Posted by: Azadeh at October 24, 2007 7:04 AM

تا جوانه بزند دستانم
نگاهم
بودن ام
از نو!
رها شو كه من گم شدن در تو را مكرر كنم.

Posted by: نازنين at October 24, 2007 12:39 AM

سلام هموطن ایرانی. سایت یاهو که آدرس ایمیل من و شما در آن قرار دارد و روزانه با مسنجرش چت می‌کنیم، نام کشور من و تو را از لیست کشورهایش در صفحه‌ی ثبت نام حذف کرده. اگر غیرت و عرق ملی‌ات اجازه نمی‌دهداین ننگ را بپذیری، با لینک دادن به صفحه‌ی http://helloyahoo.net از طریق کلیدواژه‌ی Yahoo mail به بمب درحال پیشرفت علیه یاهو کمک کنید تا کوچکترین وظیفه‌ی ما به کشورمان ادا شده باشد... متشکرم

Posted by: یک هموطن at October 22, 2007 2:40 PM

آيه هاي وجود ،
‌به ترنم نگاه ملائك
در آينه "ما"
قدر ظهور يافت...
نگاهشان را
به آينه رو ييمان ،
دائم الوضو كنيم......

Posted by: نجوای قلم at October 22, 2007 9:44 AM
Post a comment









Remember personal info?