June 29, 2008

تولد نحس

متولد شدم چند روز پیش
و این روزها از بستر مرگ این چند ماهه آرام برمیخیزم. پایت این روزها به خیالم هم راه نمیبرد چه رسد به توی تمام قد! چشم دوخته ام به تحولات این چند ماهه. راه رفتن را دوباره تجربه میکنم . روی شیب تند کوه نفس میزنم نفس میزنم نفس
کوله بارم پر از زندگی است
پر از هیاهوی بودن
من سرخ رز قرمز توام و سپید میدوم مثل آن یکی. هم قدم روزهایم شو و شبهایم را به من واگذار که برخاستن تنها راه توانمند شدن در شیب تند کوه است.
به همین سردی به همین بی حسی

June 6, 2008

---

تو جگر گوشه مايي برو الله معك
من كه دل باخته ام سوي جگر مي نروم