July 23, 2008

ديوار

ديوار ديوار است
نه كم و نه بيش
سايه دارد
تكيه ميكني
سقف مي سازد
محافظ تست در باد و باران
رويش خاطره مي نويسي
...
ديوار است
فقط همين

پرنیان July 23, 2008 8:48 AM
Comments

سلام
.:: آخرين دوران رنج ::.
در نيوشاي خرد.
جستاري پيرامون نهليسم در ايران

Posted by: ارغوان at September 29, 2008 11:07 PM

به نام ......................................................................... ...
سلام
ديوار ديوار است
مدل هاي مختلفي داره كه بعضي هاش بين آدم ها فاصله مي اندازه.

Posted by: Hamid at August 28, 2008 8:25 PM

سلام....
آهن خرد آيينه گر بر وي نهد زخم شرر
ما را نمي خواهد مگر
خواهم شما را بي شما......
گفتم كه بنما نردبان تا بر روم بر آسمان
گفتا
سر تو نردبان
سر را درآور زير پا........
هر دم رسولي مي رسد جان را گريبان مي كشد
بر دل خيالي مي رود يعني به اصل خود بيا
دل از جهان رنگ و بو گشته گريزان سو به سو
نعره زنان كان اصل كو
جامه دران اندر وفا...........
سر سبز و خوش هر تره اي نعره زنان هر ذره اي
كالصبر مفتاح الفرج والشكر مفتاح الرضا
ذرات محتاجان شده اندر دعا نالان شده
برقي برايشان برزده مانده زحيرت از دعا
السلم منهاج الطلب الحلم معراج الطرب
والنار صراف الذهب النور صراف الولا ......
و ............
نه روز تاويل است.......
و ايضآ !....
قبا گر حرير است و گر پرنيان
بناچار حشوش بود در ميان
تو گر پرنياني نيابي مجوش
كرم كارفرما و حشوش بپوش....
نه روز تاويل است.....الصبر مفتاح الفرج ....التماس دعا.....

Posted by: نجوای قلم at August 28, 2008 6:47 PM

می خوانمت

با هفت زبان

در اوج عشق و عاطفه ایستاده ای

سرشار از تکلم درخت و آفتاب

سرشار از تنفس آینه و عود

سرشار از بلوغ آسمان

و من هر چه می آیم

به انتهای خطوط دستان تو نمی رسم

می خواهم در بیرنگی گم شوم

****

نمی دانم

شابد به نسیمی که صبح گاه

در سایه روشن حسرت و لبخند

از کنار دستهایت عبور کرد

می اندیشی

و من به آن بادبادکی فکر می کنم

که در سپیده دم ستاره و اسپند

در نگاه زلال تو تخم گذاشت

و تو نم نم

در تنهایی و ماه

ناپدید شدی

و تنها رد پایت

در امتداد مسیرهای خیس بی پایان

جا ماند

****

جای تامل نیست

قاصدکها آمده اند

و تو در سرود خلسه و خاکستر

ناپیدا شده ای

و من به معراج نیلوفرانه تو می اندیشم

و به انتظار شب بوها

که در بهاری زرد

به شکوفه نشست

****
نمی دانم کدام پرنده

در نبض مدادهایت جاری بود

که هیچ کاغذی

در وسعت حجم آن نگنجید

راستی نگفتی کدام باد

بادبادکهایت را با خود برد

****
پنجره را می بندم

خانه در موسیقی لبخند تو گم می شود

و آفتابگردان نگاه تو

در آسمان هشتم

ناتمام ادامه دارد

و من

به یاد آن پرنده ای می افتم

که صبح

در متن بلوغ و آفتاب

ناپیدا گم شد

ناپیدا گم شد

Posted by: at August 16, 2008 10:19 AM

اين سايت با سرعت بالايي برخوردار است بهتون تبريك ميگم

پرنيان از ساري

Posted by: پرنيان at July 31, 2008 12:20 PM

سلام
......خيلي هم ، فقط همين نيست.....
ديوار براي كوبيدن سر ، براي بن بست شدن ، براي آوار شدن ، براي ......
يا.....بهتر است فقط همين نباشد ، ديوار براي پنهان كردن اموال يتيمان ، براي سايه گرفتن ، براي سنگر گرفتن ، براي خاطره آفريدن و براي هزار تا غير فقط همين ها!
قدري از بي ملاحظه گي كم كنيد بهتر است ،

-----
جناب محترم
نه اني است كه من نياز دارم

Posted by: ........ at July 30, 2008 10:46 AM
Post a comment









Remember personal info?