July 4, 2009
نیستم
هیچ شده ام این روزها. نه چون تو نیستی.که خود را گم کرده ام در پستوی تنهایی.
پرنیان July 4, 2009 3:31 PM
Comments
دوش چه خورده اي مگر ؟ بوي شب و شراب نيست
بوي پياله هاي مي بوي مي خراب نيست
خروس شب نخفته هم بانگ سحر نمي زند
تا كه در اين خرابه ها بوي خداي ناب نيست
هر كه امير شهر شد تيغ به عقل و جان زند
سيخ به گوش خر كند بوي دل و كباب نيست
كوه به باد پرنيان نيست تحملش چرا ؟
كوچ هزار و بلبلان از غم بوي آب نيست
لاله ي واژگون نگر حادثه مي كند خبر
پشت قلم شكسته شد بوي خط و كتاب نيست
Post a comment
